+ شب سرودش را خواند / نوبت پنجره هاست
به علت حجم بالای مطالب توصیه میکنم صفحه را به صورت آف (یا در word ذخیره کرده) و هر روز یک قسمت از آن را بخوانید تا علاوه بر گذر نکردن ساده انگارانه ، عمق فاجعه دست تان بیاید .
/ سعی کنید حتما کامل بخوانید ؛ تا آخر عید فرصت دارید که آپ نمیشویم /
این دغدغه ها جالبه !
تو این مدت خیلی موضوعات ، شکل دیگری به خودشون گرفته ... موضوعاتی درهم تنیده شده که ...ولی هر موضوع تابع شخصی (که پدید آوردنده اش است) است!
می دونم که این تفکره خیلی ایده آلی هست ؛ ولی واقعیت اینه که یه زمانی فکر میکردم میشه آدم و عالم رو عوض کرد . میشه طرحی نو در انداخت و کلی وضع رو سر و سامان داد . شاید بشه گفت این حاصل زندگی دانشجوییه . ولی هنوز هم این شور رو دوست دارم . هنوز دوست دارم که دنبال چیزایی برم که 90% معلومه ابر و باد و مه و خورشید و فلک و کلی آقازاده در کارند تا همین وضع ادامه پیدا کنه . ولی خوب این دغدغه از بین نمیره. چه خوش گفت ؛ من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم ، محتسب داند که من اینکارها کمتر کنم .... حتی اگه از اولش بدونی که عوامل مافیایی قدرت نمیزارن افکار عدالتخواهی جامعه به سرانجام برسه دغدغه از بین نخواهد رفت .
با وجود رئالیست موجود در جامعه ما همچنان دغدغه داریم پس مینویسم ... خواه تو از این مقال پند گیر ، خواه ...
« جناب آقای کاپیتان سردار ! »
اپیزود اول –
بدترین واقعیت ممکن برای یک انتخابات ، ارتباط ناسالم اش با سرمایه داران ورشکسته است ... بد نیست پیش زمینه فکری داشته باشیم از عقبه موضوع ، اگر زمانی که یک نظامی در دولت اصلاحات نامزد ریاست جمهوری شد سکوت نمی شد وضع به اینجا نمی رسید شاید ... بگذریم
در حالی این اتفاق ناخوشایند برای بار دوم تکرار شد که ، یکی از سرداران ، که مایه افتخار مملکت بود به شدت از سوی نظامیان اکثریت ارگان ها حمایت شد . واقعیت این است که در برخی جلسات حمایت از وی چنان علنی شد که به شدت مخالفت افراد نیمه نظامی(تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!) را در پی داشت . کارزار چنان پیش رفت که همسویی قشر های مردمی و این افراد مخالف ، سمت و سوی دوره اول انتخابات را تعیین کرد تا در ادامه فرد منتخب در مقام ریاست قرار گیرد. ولی این داستان ادامه داشت ... گویا آقایون صلاح کار را در جایی دیگر دیدند ... اداره شهری چون پایتخت با جمعیتی حدود 13 میلیون نفر جدا کار سختی است ولی چرا؟!
این عقبه ذهنی را داشته باشید تا برسیم به قسمت های داغ قضیه!
در گوشه ای از ذهنتان داشته باشید که دو ماه قبل از انتخابات این کلان شهر ، از شرکتی که گفته میشود در آستانه ورشکستگی است 2 میلیارد تومان خرید میشود!(منبع رادیو جمهوری اسلامی ایران)
شاید در ابتدا هیچ چیز به ذهن شما نرسد پس ، دوستان در پرده میگویم سخن ؛ شما در آستانه یک انتخابات هستید و منابع مالی تان را ظرف یک سال گذشته (در انتخاباتی دیگر)به باد داده اید ... اضافه کنید شرکت فوق الذکر را ! نتیجه؟!
یک سوال جناب سردار کاپیتان خوشتیپی جات ... چرا باید یک شبه و بدون برگزاری هیچ مناقصه ای سنگفرش های خیابان ولیعصری که از قضا بزرگترین خیابان این مرز پرگهر است و مشکلی ندارد عوض شود!
گذشته از اینکه با این سرمایه چند کیلومتر اتوبان می شد درست کرد؟ چند کیلومتر خط مترو ؟ چه تعداد واگن؟ با این سرمایه برای هوای پاک چه راهکاری هایی می شد اندیشید؟ چه تعداد معارض طرح های شهری را می شد مرتفع ساخت؟
حال شما بگویید چرا سنگفرش؟
نیازی به جواب شما نیست ما شما را راحت میکنیم حتی در پاسخ گویی! : گویا پول توی حساب بانکی یک ارگان دولتی زیادی کرده بود یا شاید هم پول جیب عده ای برای انجام کاری دیگر کم شده بود و بهترین راهکار این مشکل ... ؟!
* نشنیده بگیرید ولی انتخاباتی دیگر در پیش است و برخی خیابان ها (نظیر شریعتی) و برخی میادین (نظیر میدان نبوت نارمک) از مناطق پروژه خیز !
اپیزود دوم –
- آقا ترافیک جدا مشکلی شده.
- اگر در راستای هوای پاک ، بودجه مترو را زیاد کنیم چه؟!
- شما طرفدار پرواربندی آقازاده ها هستید گویا!
- این که نمیشود مردم ولی نعمت ما هستند بجنبید آقایون مهندس.
- صدای همه در آمده چه کار کنیم دکتر؟!
- از آنجا که زورمان به خوردروسازها نمیرسد که عوارض بدهند و ایضا خودرو های کم مصرف بسازند که آلودگی نداشته باشند و بنزین مملکت را مفت نسوزانیم به ذهن این حقیر میرسد مانند مجلسیون صورت مسئله را عوض کنیم.
درست حدس زدید این گونه بود که به مخ آقایون خطور کرد که ؛ تاکسی اون هم ورژن جدید!
اگر فکر میکنید قضیه اینقدر ساده باشد که ایشان از روی خیر خواهی اقدام به آوردن تاکسی ون کردهاند توصیه میکنم وقتتان را تلف نکنید و بیخیال ادامه متن شوید ولی اگر نسبت به دکتر چشم قشنگ ما شک دارید ؛ بد نیست بدانید که ؛ واقعیت آنست که آقایون شرکتی خصوصی زده اند و پس از گرفتن امتیازات خاص طی یک طرح آزمایشی! برای دو کلان شهر تهران و شیراز اقدام به فروختن خوردو های ون تاکسی کرده اند. بماند که نحو فروش و خدمات این خودرو ها چگونه است ولی ...
جناب آقایون اصولی رانت خوار ... در انتخابات گذشته به رقیبانتان خرده گرفتید که از عکس مسئولین قبلی نظام استفاده کرده اید ولی خودتان علیرغم فرافکنی هایتان از شهدایی مایه گذاشتید که حتی راضی نبودند بدن شان یک وجب از این زمین فانی را اشغال کند
آقایون گرا ... با این اعمالتان خودتان را به سخره گرفتید .
دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی ، من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم.
و بدان که مال برای تو باقی نمی ماند و تو هم برای مال
بدان که تو برای آخرت آفرید شده ای نه برای دنیا
برای فانی شدن آمده ای نه باقی ماندن
برای مردن نه زیستن
فرازی از نامه 31 امیر مومنان (ع) خطاب به حسن بن علی (ع)
« متهم را گریختند! »
چه توقعی داشتید؟
قصه از جایی شروع میشود که عده ای جو گیر فکر کردند میتوانند با متهم دستگیر شده 24 آبان ماه 1380 در قسمت فرست کلاس پرواز امارات در تهران خوراک چند ماه برنامه تلوزیونی خود را تامین کنند به مانند برنامه محبوب کرباسچی که اکران شد . نه ؛ شاید باید کمی به عقب تر برگردیم آنجا که نمایندگان مجلس به همراه رئیسشان مرد 50 هزار تومانی کادو های رنگارنگ گرفتند از وام! های نقدی بلاعوض تا تلوزیون های آنچنانی و بازدید علمی در دوبی ... نه شاید باید برگردیم به کارچاق کنی ها دولتی و ارگانی ، گرفتن وام های آنچنانی ، بازکردن اعتبارات ارزی ؛ یا برگریم به ... مهم آنست که آن عده جو گیر در تلوزیون پدیده ای به نام شهرام را به ما شناساندند که به قول دکتر عباسی ، نظامی را خریده بود و چه ارزان ... نمی دانم چند برنامه گذشت که معلوم شد آقایون محترم در دفتر و مجلس و .. (اعم از شخصیت های سیاسی ، اقتصادی ، دینی) رابطه نزدیک با ایشون دارند .
جناب محترم عدلیه
فکر نکنید برای نقد صرف می نویسیم . همچنان که از مواضع خردورزانه شما در خصوص حمایت از سرمایه گذاری داخلی و خارجی در این اوضاع قمر در عقرب در سیاست خارجی( بحث تحریم ) و داخلی( که آقایون هر جا کم می آوردند سرمایه گذار و تاجر را مقصر قلمداد میکنند و نه عملکرد خود را ) یا اخراج عوامل فرار جزایری تشکر میکنیم توجه شما را به این نکته جلب میکنیم که مبادا این گونه مواضع شما که سبب بالا رفتن امنیت سرمایه گذاری خواهد شد ؛ برخورد با منافقان چند رنگ و مفسدان دوست نما را مانع نشود ، چه بسا این مفسدان ماموران اعمال قانون را هم خرید باشند ... بحث رشوه گیری متاسفانه به شدت فراگیر شده چه در ارگان های دولتی و چه قهری ؛ شاهد این مدعا شاگرد سمبوشه فروشی است که یک شبه ره صد ساله را خرید!
جناب عدلیه ... چرا دومین مفسد اقتصادی کشور که از قضا سابقه کار در بالاترین سطوح وزارتی و ارگانی را دارد در بیرون از زندان در حال خوشگذارنی است؟ تا کی نفوذ در قوه شما باید حرف اول را بزند. چرا در برخورد با هر قاضی روند پرونده عوض میشود . مگر قوانین جزایی کشور ثابت نیست . مگر هر داوری چقدر میتواند متفاوت تر از دیگری ، برداشتی 180 درجه ای از موضوع داشته باشد . عدلیه کشور آزمایشگاه نیست که هر روز قسمتی را منحل میکنید و روز بعد دوباره تشکیل . ویرانه را به تل خاک تبدیل نکنید .
همه چیز در این پرونده جور بود رشوه خواری ماموران زندان را کم داشتیم ... چگونه است که ماموران حفاظت (چه در داخل و چه در خارج زندان) جرات کرده اند در راستای منافع شخصی حرکت کنند که میدانند سند شش دانگ بزرگترین پرونده فساد مالی کشور به نامش در تاریخ ثبت شده ، براستی ماموران تا این حد ساده اندیش بوده اند یا ؟... تا این حد خیالشان راحت بوده است!
شهرام خان که به قولی دو ماه و نیم پیش و در نقلی دیگر دو هفته گذشته با کمک دوستانش و ماموران دولتی فرار کرده ، پس از تعویض لباس یک میلیارد از چه کسانی گرفته ؟ چه کسانی برای خروج از کشور کمک اش کرده اند؟ و چرا؟ چهارشنبه پلیس ابوظبی چه کسی را گرفت؟ چرا سفیر ایران سکوت کرد؟
واقعیت آنست که روابط زیر میزی شهرام تا جایی برای وی کارگر بود که حتی در ارگان قضا کشور هم روند رسیدگی پرونده اش بارها با سوالاتی مواجه شد و برخی صلاح در آن دیدند که تا جزایر امن شان زیر آب نرفته جزایری را برهانند ... شوخی نیست کسی که بیشترین رشوه علنی در تاریخ کشور را داده باید هم برود تا عده ای بتوانند که بمانند . اخراج 3 قاضی (که یکی شان رئیس مجتمع امور اقتصادی بوده) به همراه اخراج رئیس زندان اوین که از قضا چند تن شان جزو رشوه گیران این پرونده هم بوده اند کار بزرگی نبود .
* سمت های شهرام جزایری قبل از فرار!
آقایون بروید دعا کنید جایی که شهرام رفته ، با مملکت ما قرارداد استرداد نداشته باشد تا معلوم نشود پشت پرده واعظانی که کاین جلوه بر ...
(ای مالک مراقب باش که) نیکوکار و زشتکار در نزد تو دارای منزلتی برابر نباشند .
فرازی از نامه امیر مومنان (ع) خطاب به مالک اشتر
« سیاست خارجه در یک دقیقه »
کمی ... فقط کمی ... پیدا کنید پرتقال فروش را! ... لاریجانی؟ ولایتی؟ متکی؟ احمدی نژاد؟ هاشمی؟ خاتمی؟ ناطق نوری؟ یزدی؟ ابراهیم یزدی؟ الهام؟ حداد عادل؟ محمد علی حسینی؟ روحانی؟
شما بگویید کدامیک ... تا آنجای که ما فهمیدم موازی سازی در تمام قسمت ها همچنان با قوت و قدرت پیش میرود اما در زمینه سیاست خارجی غیر از مواضع افراد درون نظام که بعضا با درجاتی مخالف همدیگر و در راستاهای مختلف است جدیدا دیده میشود که افراد وابسته به بدنه هم در این حوزه به شدت ایفای نقش میکنند!
حال یک سوال اصلی مطرح است : - هدف از وارد شدن همه به این حوزه چیست؟
- آیا وارد شدن همه برای نشان دادن وفاق ملی است؟
در اینصورت به شما خواهیم گفت این وفاق ملی در سفر های استانی و مناسبت هایی چون عید غدیر و 22 بهمن بارها دیده شده و این توضیح واضحات نتیجه ای در پی ندارد .
- مواضع متناقض همه چگونه توجیه میشود ؟
بواقع باید دید که در حوزه سیاست خارجی همه و هر کس که خود را صاحب نظر می داند ، می تواند با نشان دادن خود به عنوان خودی مواضع کشور را متفاوت از دیگران تبیین کند و اینگونه عملا تلاش دیگران را خنثی کند؟
- در موضوع آخر شاید برخی ساده انگارانه بگویند مواضع مختلف باعث سردرگمی و تفرقه دشمنان شود ولی توجه کنید سردرگمی دوستان قلیل را نیز در پی خواهد داشت .
شاید بگویید این عمل برای استفاده از تمام ظرفیت ها و در راستای پیشبرد مواضع است که خواهیم گفت بین سیاست مداران قوانینی نانوشته ای است و از آن جمله است که کارت های برنده تان را به جا خرج کنید و نه همه را یک جا ، که با ترتیبی خاص ...
نمی دانم شما هم به این نتیجه رسیدید که مجموعه موارد بالا مواضع افراد مسئول ایرانی را تضعیف خواهد کرد یا نه پس ...
متاسفانه قریب به 3 سال خوش باورانه گفتید پرونده روال عادی دارد و تمام میشود ؛ پس از کشیده شدن ناعادلانه پرونده از آژانس به شورای امنیت و وضع تحریم ها خوش باورانه گفتید اتفاقی نمی افتد و ما عملا 20 سال است که تحریم هستیم ؛ همین روند باز هم تکرار شد ، پس از تصمیم آژانس در لغو 23 مورد همکاری با ایران نیز خوش باورانه گفتید برای ما اتفاقی نمی افتد و آزانس تا بحال برای ما کاری نکرده و امتیازی نداده که حال لغوش کند ؛ سیاست سازان محترم عاقبته سوء این تصمیمات خوش باورانه ناشی از بی مسئولیتی شماست
... اگر از آژانس خیری به ما نمیرسد چه لزومی در ادامه رابطه با آن حس می کنید؟ ؛ غیر از این است که این رابطه ، فقط شرش دامن گیر ما شده؟ غیر از این است که در این میان بیشترین تخریب علیه ما صورت گرفته؟ بطوریکه سایر حوزه ها را نیز به شدت تحت تاثیر قرار داده .
گذشته از این موارد توجه به روند پرونده هسته ای نیز جالب است ؛ در ابتدا ایران عدم غنی سازی را (به مانند پیشروی با شدت در یک بزرگراه یکطرفه) خواستار بود و در مقابل طلب مذاکره غربی ها را داشتیم اما ساده انگاریه ؛ صرفا اتکا به کمک چین و روسیه ، باعث شد که طی یک روند آرام (به مانند روش پخت فرانسوی قورباغه زنده) تحریم علیه ایران اجرایی شود ؛ و حال شاهد آن روی سکه هستیم بطوریکه غرب خواستار تحریم های بیشتر است و ایران در مقابل مذاکره.
- آقایون مسئول ، در جنگ 33 روزه غیر از کمک های مالی و نظامی فراوان دوستان اسرائیل ، اعزام یهودیان غربی برای جنگ در مقابل حزب ا... را شاهد بودیم اما شما به جای حمایت صریح و بازدارنده از این متحد تاثیر گذار در منطقه( تلاش عده ای از دوستداران انقلاب را به پای خود ننویسید ) تنها به حرافی و چند موضع معمول و سخنرانی ساده بسنده کردید و در ادامه این سیاست محافظه کارانه ، سکوت شما در مقابل بمب گذاری ها ، کشته شدن مردم ، ربودن ماموران امنیتی به آن سوی مرز ها ، دستگیری ایرانی ها و خبرنگارانمان در خارج کشور ، برخورد شدید با متحدی دیگر چون مقتدی صدر ، سیاست تفرقه افکنی در میان اقوام ایرانی در داخل و تفرقه افکنی بین متحدان خارجی( نمونه بارز آن مثلث صدر – حکیم – طالبانی،بارزانی) ؛ به آمریکایی ها این جرات را داد با حمله به کنسول گری و ربودن دیپلمات ها نقطه تاریک دیگری را در پرونده شما رقم بزنند گویا فراموش کرده اید که هر کدام از این کارت های برنده میتواند مسیر پرونده هسته ای و تحریم را عوض کند .
این رفتار را توصیه نمیکنیم ولی مقایسه کنید برخورد مسئولان ما را با عملکرد غاصبان صهیونیست که به خاطر سربازی که ربوده شده جنگ راه می اندازند و مجروحیت یک صهیونیست برابر است با هجوم همه جانبه ای به کرانه باختری ؛ بله مقایسه کنید با ربوده شدن دیپلمات ها و حال ربوده شدن نیروی سابق وزارت دفاع توسط دستگاه های اطلاعاتی اسراییل و آمریکا.
آقای شواری امنیت ملی بعد از افتضاح رابطه با آمریکایتان (کمی قبل از آغاز سال گذشته و شروع تعطیلات) متاسفانه شاهد حضور ضعیف سیاسی - رسانه ای در عرصه خاورمیانه و مشخصا لبنان ، عراق ، افغانستان ، کشورهای حوزه خلیج همیشه فارس بودیم ...
سیاست گذاران در بحث فرهنگ ، سیاست و رسانه ، توصیه میکنم دو هفته بنشینید صدای آمریکا(voa) را گوش کنید(یا از ماهواره های خانگی تان ببینید) ؛ نه! نیازی نیست ، به خودتان زحمت ندهید ، مثال میزنم :
در دو هفته اخیر شاهد هجمه شدید خبری این رسانه بیگانه در بحث آموزش و پرورش و معلمین بودیم ... آخر هفته دوم تجمع معلمین را در مقابل مجلس داشتیم ( سعی در عوض کردن صورت مسئله نکنید ، که این قشر زحمت کش و آینده ساز به حق در پی احقاق حقوق بر حق خود است) ... یا برای نمونه ای دیگر توجه کنید به بحث عسگری معاون سابق شمخانی که با تبلیغات شدید (و سکوت خبری شما) ،ما هم داشت باورمان میشد که وی اطلاعات محرمانه مان را فروخته تا پناهنده سیاسی شود ؛ ولی اکنون معلوم شده به لطف برادران زحمتکش شاغل در دستگاههای امنیتی و سیاسی و همکاری کشور دوست وبرادر ترکیه ایشان ربوده شد و این یعنی دومین افتضاح رسمی پس از ماجرای کنسولگری اربیل
اما شما در برابر بی عفت شدن های خاورمیانه ای تان بی تعصابانه سکوت کردید ؛ گویا عرصه را برای رژه هر چه پر شکوه تر چکمه پوشان عمو سام خالی نموده اید .
- در حالی ولایتی به نمایندگی از دستگاه دیپلماسی در روسیه خواستار روابط بیشتر با این کشور و مذاکره با غرب شده بود که در ایران عده ای با متهم کردن روسیه نه تنها مذاکرات ولایتی را تقریبا بی اثر کردند که سبب شدند این بار روسیه نسبتا دوست موضع ضعیفتری در مقابل تحریم بگیرد ؛ در ادامه دستگاه دیپلماسی توسط لاریجانی فعالانه تلاش کرد رینگ بوکس را به بازی شطرنج بدل کند ولی ناگهان بمب خبری ترمز و دنده عقب انرژی هسته ای کار دست بازیگران دیپلمات داد . در میان قضایا داشته باشید حضور زیر نویس وار متکی وزیر خارجه که حتی از دادن یک مشاوره صحیح به رئیس جمهور و موضع گیری فعال ناتوان است . ضمن دخالت های نابجای مسئولان در کار یکدیگر ، اضافه کنید افرادی را که خواستار سهم خواهی در حاکمیت هستند . در این شرایط دشمنان با تمرکز روی نقاط منفی موضع گیری ها ، که در اثر ناهماهنگی و موازی کاری ها است دوستان را دچار تزلزل میکنند .
آقایون پرتقال فروش با بازی ناهماهنگ مهره ها یتان در میز هسته ای ، کارت های برنده باقی مانده تان را نسوزانید .
« اقتصاد مجلسی ! »
عده ای تحریم کردند ... عده ای رد صلاحیت شدند ... عده ای هم سعی کردند که ائتلاف کنند ؛ اما مجموعه رویداد ها سبب شد که اشخاصی جدید سرکار بیایند و شهردار جدید منصوب ، در ادامه افراد نزدیک به این طیف مجلس را هم گرفتند اما به زودی اختلاف ها خود را نشان داد ، چنان که در ریاست جمهوری گذشت ؛ برگردیم به موضوع ، مجلس با شعار هایی چون -1بهبود وضع اقتصادی 2-تثبیت قیمت ها 3-کمک به قشر جوان و آسیب پذیر 4-برخورد با ویژه خواران رای آورد ولی ...
در ابتدای کار عده ای از مجلسیون به برخورد با دولت وقت روی آوردند و این روند با روی کار آمدن دولت جدید شدت مضاعف یافت تا آنجا که نمایندگان برای نشان دادن استقلال خود صندوق مهر رضا که در راستای شعار دولت و ایضا مجلس برایƒ کمک به قشر جوان و آسیب پذیر تاسیس شده بود را وتو کردند . حال آقایون خواستار محدود شدن حقوق و مزایای کارکنان دولت و برچیده شدن خدماتی نظیر زائر سرا های دولت شده اند پس کی نوبت به خودتان میرسد؟
اما این پایان کار نبود پس از مخالفت های ریز و درشت با دولت ، به موازات عده ای از نماینده گان مجلس اقتصاد محور در راستای بهبود وضع اقتصادی با عنوان کردن دلایلی چون : عدم پرداخت تعرفه های دولتی / نبود بازار رقابتی سالم / نداشتن امکانات مناسب ، متناسب با قیمت / نداشتن استاندارهای امنیتی و ایمنی / نداشتن استانداره های هوای پاک / عقب بودن و عدم تطابق با استاندارهای جهانی / تولید بی حد و حصر و دامن زدن به مشکل ترافیک ؛ در ابتدا خودروسازها را شدیدا مورد تفقد قرار دادند ، اما معلوم نشد که چگونه و چرا تمام دلایل محکم بالا رنگ باختند ، براستی در این میان چه مجموعه اتفاقاتی رخ داد که آقایون مخالف سینه چاک به ناگهان ساکت شدند ؟ ؛ متاسفانه این روند در برخورد با چند پرونده سنگین و پر سرو صدا تکرار شد .
جایی که در طرفت العینی صورت مسئله مصرف زیاد سوخت در تولیدات پر سود خودروساز ها با گرانی بنزین و دو نرخی کردن و کارت سوخت پاک میشود یا ‚تثبیت قیمت ها با گران شدن خدمات عمومی ، دولتی ، گرانی سوخت و گرانی های شب عید نقض میشود ؛ اتفاقات ناخوشایندی در جریان است ، واقعیت تلخ آنست که مجلسی که با شعار های اقتصاد محور روی کار آمد به سمت اقتصاد مجلس محور حرکت کرده و دیری نخواهد گذشت که به جای مجلس اقتصادی شاهد اقتصاد مجلسی خواهیم بود .
جدا از برخی زحمتکشان متاسفانه برخی آمده اند که خود را ببندند و در این راه استفاده از رانت امتیازات خاص / رانت های وارداتی / رانت های صادراتی / رانت های تولیدی / رانت اطلاع از برخی قوانین ، تبصره و مواد های خاص / رانت سوال و استیضاح از وزرا در صورت عدم موافقت با برخی درخواست های نابجا / و حتی رانت قانون گذاری کاملا موجه می نماید .
حال باید دید سرانجام ، آخرین شعار مجلس ؛ مبارزه و „برخورد با ویژه خواران از کجا شروع میشود !!؟
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس ، توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
گوییا باور ندارند روز داوری ، کاینهمه قلب و دغل در کار داور میکنند
همانا خداوند فریاد ستمدیدگان را میشنود و در کمین ستمکاران است
نامه 18 امیر مومنان علی (ع)
در مورد آن عزیز نوشنده داروی تلخ علیرغم وجود صحبت های فراوان فعلا بسنده میکنیم به بیانیه دانشجویان و کلی میگوییم :
« ماسئوال داریم! »
سالیان پس از جنگ تحمیلی دورانی بود که طبیعتا خرابی های ناشی از جنگ می بایست جبران می شد و انقلاب اسلامی با پشتوانه محکم از خون هزاران شهید راه حق آماده ورود به مرحله جدید از حرکت جهانی خود. اما آن چه که در این سالها به عنوان سیاست های کلی تحقق سازندگی در پیش گرفته شد، سمت و سویی دیگر داشت. محوریت اقتصاد آنهم با نگاه لیبرالیستی ، بی توجهی به مقوله فرهنگ، رواج مظاهر غربی و روح رفاه طلبی در میان برخی از مدیران و افزایش فاصله بین فقر و غنا ، ثمره سیاست های آن سال ها بود. در این میان سوالات مهم و جدی دردمندان انقلاب از مجریان این سیاست ها کوچکترین مجالی برای مطرح شدن نیافت. اندک اندک حامیان این سیاست ها به جریانی صاحب نفوذ در حکومت و البته بهره مند از تعامل ثروت و قدرت مبدل شدند که در سالیان بعد ردپای دیدگاه های ایشان در تصمیم گیری های کلان اقتصادی، فرهنگی و سیاس جمهوری اسلامی ایران مشهود بود. جریانی که شاید از بارزترین مشخصه های آن، روحیه متساهل فرهنگی و مشی رفاه طلب اجتماعی باشد.
علی رغم این نفوذ و قدرت، پاسخ مردم انقلابی و شهیدپرور ایران اسلامی به آنها در سوم تیر 1384 یک «نه بزرگ» بود. اینک سالیانی از آن روزها می گذرد اما همچنان سوالهای جدی و مهمی نسبت به سیاست های آن دوران که برخی اثرات آن همچنان در جامعه ظاهر است و برخی از رفتارهای غیرقابل توجیه و اتخاذ مواضع غیر اصولی، بی پاسخ و در هاله ای از ابهام مانده است. همچنان که سوالات جدی در مورد عدم همراهی با دولت و بعضا اتخاذ مواضع متقابل در مسیر تحقق آرمان های انقلاب و حمایت های سوال برانگیز از جریان فکری و سیاسی دانشگاه آزاد، طرح بی اساس مباحث چالش برانگیز در سطح نظام، بحرانی جلوه دادن فضای کشور که به احساس ناامنی دامن می زند و دهها سوال دیگر برای نسل سوم انقلاب اسلامی بی پاسخ مانده است.
پس از سالها بی اعتنایی به مطالبات مکرر دانشجویی و درخواست برای حضور در دانشگاهها و عدم پاسخ در خور سردار سازندگی ؛ با پلیسی شدن و حضور نیروهای امنیتی، چک و خنثی و کنترل تردد در دانشگاه، متوجه شدیم که ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام قصد حضور و ایراد سخنرانی در مراسم افتتاحیه کنفرانسی پیرامون وحدت فرق اسلامی در دانشگاه امام صادق علیه السلام را دارند. و البته بماند که این بار هم هراس از مواجهه با دانشجو و زبان پرسشگر وی باعث آن شده تا جز خواص دعوت شدهء غیر دانشجو ، دانشجویان –که دانشگاه خانه آنهاست- جواز ورود به این مراسم را نداشته باشند تا نمونه دیگری از حاکمیت اخلاق علوی در حکومت داری را شاهد باشیم!
پس از برخوردهای تند قضایی و صدور احکام کیفری و امنیتی کردن ماجرای پرسش از ریاست مجمع تشخیص مصلحت در جلسه سخنرانی 15 خرداد سال جاری در قم، که بر خلاف ادعاهای مطرح شده بوقوع پیوست، به این نتیجه رسیدیم که برای طرح سوالات بسیار زیاد و جدی خود در این جلسه هیچ امنیتی نخواهیم داشت. از این رو ما دانشجویان این جلسه را تحریم کرده و از حضور در آن امتناع می ورزیم و از ریاست محترم مجمع تشخیص می خواهیم تا در جلسه ای دانشجویی – و البته در دانشگاهی غیر از دانشگاه آزاد- بدون هر گونه تهدید امنیتی و قضایی برای دانشجویان، نسبت به سوالات و نقدهای مطروح پاسخگو باشند .
بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق ع (با اندکی تخلیص)

" تذکره الکاندیدا " ؛ وبلاگ اصلی اش را فیلتر نموده اند ، ولی بد نیست به این حرکت بس ناجوانمردانه نگاهی بیاندازید محضه ... شادی روح اموات ، ذوالحقوق ، درگذشتگان این جمع و غیره صلوات!
« مدیریت اتوبوسی »
گویند که سنگ بنایش عبد ا.. نوری بگذاره ولیک مورخین سابقه اش را دوران سد ساختی نیز آورده اند ...
با آمدن اولین وزیر کشور دوران اصلاحات با تغییرات گسترده در تمام سطوح مدیریتی اعم از استاندارها ، فرماندارها ، بخشدارها ، معاونین و مدیران رده اول بواقع اصلاحات معنی شد ؛ متاسفانه این روند کم و بیش در سایر وزارتخانه ها نیز ثبت شد ، و این سان بود کشور پدیده ای به اسم مدیریت اتوبوسی را به شدت حس کرد ... بعد ها نوری از وزارت رفت اما این روش ماندگار شد.
پس از وی افراد زیادی آمدند؛ مجموعه رویداد های بعدی سبب شد که اشخاصی جدید در شورای شهر بیایند و شهردار را منصوب کنند ،می توان گفت عملکرد وی برای در اختیار گرفتن مجلس توسط این طیف جدید تاثیر به سزایی داشت اما ... در ادامه معلوم شد اکثریت افراد مسئول در مجلس تفکر های نزدیک به سنت گرا ها دارند و لی تفکر حاکم در شورا (به اتفاق شهردارشان) به تحول خواهان نزدیک بود و اینگونه اختلاف هایی میان افراد شورا و مجلس بروز کرد ، چنان که در انتخاب هفتم گذشت ،
با وجود عدم حمایت احزاب بدنه و وابسته جریان راست ، رئیس جمهور منتخب بر سر کار آمد این در حالی بودکه طیف جدید ضمن برائت از تعاریف اصلاح طلبی لیبرال از سنتگرایی محافظه کار نیز دوری جست که بزرگترین نمونه آن موضع گیری کلهر که با وجود انتقادهای تند جریان راست همچنان نماینده رئیس جمهور در صدا سیماست یا موضع گیری شخص رئیس جمهور در خصوص ورود بانوان به ورزشگاه ها بود و اینبار اختلافات دو طیف جدید در دولت و مجلس اقتصاد محور خود را بیش از گذشته نشان داد.
دولت اقتصاد محور ... دولت مهر ورزی ... دولت عدالتخواه ...
- اقتصاد به زبان دشوار
بزرگترین دغدغه مردم که دولت جدید به آن توجه ویژه دارد مشکل معیشت و اقتصاد جامعه است ولی ...
شاید یکی از مشکلات شما که بعد ها گریبانگیر دولت خواهد شد سفر های استانی باشد . وارد جزییات شویم ، همانطور که به خوبی خودتان مطلع اید( ان شا ا.. !) طبق قانون طرح های تصویب شده در سفر های استانی شما طرح ملی نیست ؛ چون طرح های ملی باید در یکی از موارد سند چشم انداز یا طرح های چند ساله و بلند مدت یا طرح های یکساله بودجه در مجلس تصویب شده و یا قبلا در قانون گنجانده شده باشند . ولی طرح های شما استانی هستند و هر استان بودجه خاصی دارد پس بودجه جداگانه از موارد فوق الذکر قبلا برای آن در نظر گرفته نشده ، حال برای اجرایی شدن قول ها ، شما باید یا از بودجه سایر استان ها یا از بودجه سایر پروژه های استانی هزینه نمایید یا ... صندوق ذخیره ارزی ؛ توجه فرمایید ذخیره ، این صندوق به عنوان پشتوانه اقتصادی در نظر گرفته شده و سرمایه ملی است ؛ به مانند جزیره کیش که یک سرمایه ملی است و نمی توان آن را خرج کرد ... ولی شما به مانند اسلافتان در ریاست جمهوری سرمایه های ملی تان به مانند نفت ، گاز ، معادن و ایضا صندوق را به راحتی خرج می کنید . و عذر بدتر از گناه هم می آورید که بودجه بلند مدت در زمان دولت شما بسته نشده پس ، از دید شما قابل احترام نیست! یعنی شما میخواهید دلبخواه قوانین کشور را مجری باشید؟ می دانید نتیجه کار تان تا چه حد خطرناک است و چه بدعت بزرگی میتواند باشد؟ ... گذشته از اینها ، در دنیا رسم بر این است که با سرمایه های پولی ( مانند صندوق ذخیره ) سهام شرکت های مطرح و بزرگ خارجی را میخرند ( مانند بنز و بویینگ قبل از انقلاب که دولت های قبلی تان ساده از کنارشان گذشتند ) یا در کشورهای امن خارجی سرمایه گذاری های بلند مدت میکنند ؛ تا در مواقع ضروری مانند جنگ ، تحریم ، افت صادرات ، افت ارزش پول یا هر مشکل دیگر اقتصادی این سرمایه گذاری ها به کمک بیایند و نه تزریق پول!
توجه داشته باشید که ایجاد توقع خوب است ولی اگر برآورده نشوند نتیجه عکس خواهد داشت . گذشته از منابع صرف شده در سفر های استانی ؛ درخواست ها هم اصلا کارشناسانه نیست ، لزومی ندارد هر استانی کارخانه آرد ، سیمان ، شیر رایانه ای ، فرودگاه یا ... داشته باشد
توجه کنید آقای رئیس جمهور شما در هیچ یک از جلساتی که به منظور بررسی سند چشم انداز 20 ساله در افق 1400 یا تبیین اصل 44 ( حتی در حضور مقام عظمی ولایت) تشکیل شد حضور نداشتید ... با این حساب ما چه تو قعی از وزیر شما داشته باشیم؟
اینگونه است که مدیران میانی شما نمیتواند هضم کنند کارهایی که قبلا تماما دولتی بوده حال خصوصی شود ... اصل 44 که جای خود دارد
اگر در این مدت هزینه و وقت خرج شده تان را روی صادرات و امنیت سرمایه گذاری خارجی در داخل یا رشد صنعت توریسم میگذاشتید به مراتب شاهد ایجاد اشتغال ، رفاه ، امنیت و وضع اقتصادی پویا تری بودیم . و متاسفانه باید بگوییم وزیر بازرگانی شما نه تنها عاجز از دادن کوچکترین مشاوره ای در مقام وزیر به رئیس جمهور که در حد و اندازه مشاوران دون پایه هم نیست .
حال به حوزه زیر نظر میرکاظمی وارد میشویم که ادعا کرده بود با گرانی قیمت های شب عید استعفایش روی میز احمدی نژاد خواهد بود ... میبینید که اصلا گرانی نداشتیم و اگر بوده هم کار مافیا بوده !
جناب آقای وزیر بارزگانی در سال گذشته طبق آمار صادرات غیر نفتی ( که بر خلاف اسمش قسمت عمده مالی اش پتروشیمی و معادن است ) نزدیک به 11 میلیار دلار بوده و واردات( که قسمت قابل توجهی از آن چینی است ) 42 میلیارد دلار بوده یعنی یک کشور صرفا مصرفی ... شاید آقای میر کاظمی بگوید در دو سال گذشته و پس از آمدن دولت متبوعشان حجم صادرات از 8 به 11 رسیده یعنی 35% رشد و حجم واردات از 29 به 42 رسیده یعنی 30 % رشد پس رشد صادرات ما از واردات بیشتر بوده و ادعای موفقیت کنند ولی زهی خیال باطل که حجم صادرات از 8 به 11 رسیده و این یعنی 2 میلیارد رشد و حجم واردات از 29 به 42 رسیده یعنی 10 میلیارد رشد ! ... جدا شما چه توجیهات جالبی دارید که هر فرد بی اطلاع از اقتصاد هم با کمی تفکر میتواند آن را رد کند !
افکار دیگر شما هم جالب است ؛ آقای وزیر توجه کنید همانگونه که در حوزه دین نمی توانیم بگوییم شیعه ایم اما امامان را قبول نداریم در تجارت جهانی هم نمی توانید بگویید تجارت آزاد و 50 در بسته! پیوستن به WTO و یک کتاب تعرفه گمرکی!
یکی دیگر از برگ های درخشان دوره شما بحران های مافیای است!
بحران سیب زمینی ، بحران گوجه فرنگی ، بحران آهن ، بحران تخم مرغ ، بحران سیب و پرتقال ... خدا را شکر بحران گلابی و آلبالو و گوجه سبز نداشتیم ... برای هر بحران (که زیر نظر استکبار و مافیاست) سریع یک ستاد تشکیل میدهید .
بپردازیم به سوء مدیریت شما در این مورد ، به عنوان نمونه : وقتی به دلیل آنفولانزای مرغی یکسال سرانه مصرف مرغ و تخم مرغ به شدت پایین می آید و عده ای از مرغداران ورشکسته ، با گذشت ایام نباید انتظار افزایش تولید داشت ، ولی افکار عمومی به زودی فراموش میکنند و تقاضا برای مصرف بالا میرود ، در عین حال که تولید در همان سطح پایین مانده ؛ پس بحران بوجود می آید به همین سادگی ... مافیا کجا بود؟
در موردی دیگر پس از کمبود کالا ستادی تشکیل داده اند که برود در کشورهای تولید کننده آن جنس بگردد که در صورت ورود آفات ، محصولات داخلی را تحت تاثیر قرار ندهد ... نکته جالب اینجاست که تا این ستاد فعال شود و برود چنین جنسی با چنین مشخصاتی پیدا کند گوساله گاو شده! ... براستی نباید مدیریت کلان کشور چنین پکیجی را برای مواقع ضرور از قبل آماده میداشت؟ ... که اگر نه پس معنی مدیریت کلان و ستاد بحران چیست؟
جالب است شما در چند مورد بحران را به دلیل صادرات دانستید ؛ در حالی که در آن فصل اصلا میوه ای تولید نشده که صادر شود!
ولی شما بر پایه این تفکر جالب تان تعرفه ها را افزایش و صادرات را مختل کردید ... و این یعنی خطرناک ترین کار ممکن ، که علاوه بر وارد آمدن ضرر های سنگین به صادر کننده ایرانی ؛ تجار دیگر کشورها ، بازار های خارجی ما را سریع خواهند گرفت.
جدا از اینکه چگونه میخواهید آن را پس بگیرید ... مطمئن باشید خارجی ها با این دید که هر لحظه ممکن است شما قوانین را تعییر دهید (و در نتیجه تاجر ایرانی پول بگیرد و جنس را به موقع تحویل ندهد) دیگر به صادرات ما اطمینان نخواهد کرد و این بزرگترین خبط شما بوده که امنیت صادرات کالای ایرانی را با یک موضع گیری نسنجیده از بین برده اید.
آقای وزیر گفته بودید در صورت گرانی های شب عید امسال استعفایتان روی میز رئیس جمهور خواهد بود ... ما منتظریم!
متاسف ایم که وزیر بازرگانی از قوانین ، صادرات ، واردات ، تجارت آزاد و تعاملات بازرگانی هیچ نمی داند.
متاسف ایم برخی وزرا به جای برخورد با عوامل اصلی بهانه های آنچنانی می آورند .
متاسف ایم که وام های بی در و پیکر شما ظرف 6ماه آینده ، اقتصاد کشور را با چنان تورمی مواجه خواهد ساخت که ...
متاسف ایم برای سخنگویی که برای توجیه گرانی ها فروشگاه تعاونی سر کوچه شان را نشان میدهد .
متاسف ایم برای وزیر ارشادی که اگر زمانی بیرون روزنامه متبوع اش یکی از جوانان آنچنانی را می دید فردا سرمقاله اش با و اسلاما شروع میشد و اکنون برگزار کننده مراسماتی شده که ...
متاسف ایم برای وزیر آموزش و پرورشی که هنوز ...
آقای دکتر احمدی نژاد متاسف ایم که عده ای از زیر دستان رده اولتان در این بازار مکاره به دنبال سوء استفاده هستند و عقیده شان این است که در دولت های قبلی برخی وزار ، مجلسیون و آقا زاده ها خود را بسته اند و اکنون نوبت ماست .
به عنوان یک توصیه به تمام مسئولین قوا و ارکان ، بروید خطبه امام علی به مالک اشتر را بخوانید ... ببینید چگونه زیر دستانتان را انتخاب کنید و وظایفشان چیست.
- مهر ورزی یا عدالت ؟
در زمان گذار از سازندگی و دولت سدها به اصلاحات و دولت بحران یکی از وزرای مخلوع میگفت من در این نظام فرصت سوزی های زیادی داشته ام تا بعد از 8 سال و صرف هزینه های سنگین فرهنگی اجتماعی اقتصادی این تجربه را اندوخته ام و افرادی هم که می آیند باید همین راه را بروند ؛ قبل از آمدن دولت موتلفه ای ها اتهام کوتوله های سیاسی را مطرح کردند و پس از انتخابات در حین اتلاف موتلفه و مشارکت اتهام دولت پادگانی مطرح شد که رفتار نظامی ها در انتخابات آن را کاملا رد کرد ؛ می دانیم که هرگز این واقعیت جاری جامعه را نخواهید پذیرفت ولی اکنون در دولت مهرورزی شاهد نوعی دیگر از مدیریت هستیم که در آن نه تنها تمام مدیران رده اول و دوم بلکه قریب به اتفاق مدیران میانی هم به دلیل کار با دولت قبلی و با دید پلیسی برکنار می شوند .
جدا از اینکه این افراد اصولا مرتکب گناهی شده اند ، و این گناه نابخشودنی مستوجب چنین عذابی است ،و چه آینده ای برای این افراد و خانواده شان می توان متصور بود ، و آیا افرادی که به هر قیمتی جایگزین می شوند صلاحیت دارند ؛ براستی می دانید شما پایه گذار چه رفتاری هستید ، رفتاری که اگر زمانی محدود به چند نفر در یک ارگان بود و آن را مدیریت اتوبوسی می نامیدند ، اکنون با فراگیر شدن اش در تمام ارگان ها و نهاد ها و تعویض اقشار وسیع تر ، مدیریت واگنی اش باید نامید .
براستی شما می دانید آینده شغلی و زندگی چه تعداد از اعضای جامعه را تحت تاثیر قرار میدهید و چه ناهنجاری را هنجار کرده اید؟
دولت کریمه عدالت را محور قرار داد و بر اساس آن ... آقایون چگونه توجیه میکنید حقوق ماهیانه 12میلیون تومانی مدیر شرکت پخش فرآورده های نفتی را و مدیران میانی اش که ماهیانه از 4 میلیون تومان کمتر نیست .
کنار هم قرار دهید این 12 میلیون تومان را با کسی که به هزار دردسر و اضافه کار ماهی 180 هزار تومان حقوق میگیرد.
شرم کنید دم زدن از پرداخت هماهنگ حقوق را ...
کنم این حدیث کوته ... در آخر ؛ مقام ریاست محترم جمهور نه به این دلیل که برای آمدن شما هزینه هایی سنگین تر از دیگران داده ایم و نه به این دلیل که در مقابل اغیار خود را نسبت به شما دلسوز تر و متعهد تر می دانیم بلکه بر اساس حق هر ایرانی شما را نقد می کنیم و امید داریم که به خلاف اطرافیانتان قلم پرسشگر ما را گوشی شنوا باشد .
به تحقیق صبح برای کسی که داری دو چشم سالم و بیناست روشن گردیده .
کلمات قصار امیر مومنان 168
« غم دل چه باز گویم که تو را ملال گیرد ، کنم این حدیث کوته که غم دراز دارم »
در این قسمت هیچ نمی گویم فقط ببینید کار به کجا رسیده ، در این کشور هیچ رژیمی نبوده که جنگ کند و خاک نداده باشد اما پیر جماران نشان داد که یک انقلاب جوان و بدون پشتوانه خارجی چگونه می تواند 8 سال در مقابل حضور تمام قد غرب با جوانان ساده ای چون همت ها و زین الدین ها و متوسلیان ها و ... بایستد و سر بلند خارج شود ، بدون دادن یک وجب خاک. ولی شما قدر نمی شناسید مردمی را که در مقابل انواع تهدید ها و تحریم ها و هجمه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ایستاده اند . متاسفیم این شور را که نمونه های کوچک اش بم و جشن نیکوکاری ها و حمایت های میلیونی شان است نمی بینید ...در مقابل پرداخت بیش از حد به دعوا های سیاسی و جناحی علیرغم توصیه ها و رهنموده های شفاف و اکید ، (یکی از 11/ 09/ 82 و دیگری از 02/ 03/ 84 ) ؛ سبب شد معظم له تمام افراد وابسته به ارکان ، نهادها ، ارگان ها و هر که دستی بر آتش دارد را در جلسه ای فرا بخواند و شخصا تاکید دوباره ای بر موضوع داشته باشد .
ما هم گذری به روایت لینک از قضیه داریم :
* متن کامل ابلاغیه رهبر انقلاب و چشمانداز جمهورى اسلامى ایران در افق 1404 هجرى شمسى
*تخلیل سند چشم انداز بیست ساله ایران اسلامی از نگاه محسن رضایی
*سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران
*متن سند نهایی چشم انداز
*هاشمی : همه ما در اجرای برنامه مقصریم
*سند چشمانداز، همایش و باقی قضایا
*پس از عدم حضور برای تبیین اصل ۴۴ (در دعوت مقام معظم رهبری) غیبت دولتمردان در افتتاحیه همایش سند چشم انداز!
*تحلیلى بر سند چشمانداز جمهورى اسلامى ایران در افق 1404 ۱: ۲:
----
*ابلاغ و متن سیاستهاى کلى اصل 44 قانون اساسى
*سایت اصل ۴۴
*ناگفته ها و سوابقی از تصویب اصل 44
----
*متن برنامه چهارم توسعه
ولایت پذیری به این میگویند که آقایون هر کار میخواهند می کنند (برخی خوب بلد هستند سریع از سر خود باز کنند یا از آب گل آلود ماهی بگیرند ، نمونه اش صدا سیما که تهیه کننده های مافیایی اش موضوع جدیدی برای پر کردن جیب خود و نه برای توضیح و بسط موضوع پیدا کرده اند ، یا وزارت بازرگانی که در این مدت کوتاه از عمرش به خوبی فراگرفته ستاد بحران بزند و عده ای با چند شغله شدن از کنار این ستاد ها به نوایی برسند) ، نمی دانم تا به کی این روند خون جگر دادن به سید عزیز ما ادامه خواهد داشت ولی ...
آقایون شما اگر از ولایت مداری چیزی نمی دانید اشاره کنید تا ولایت مداری را با قوت و قدرت به شما بچشانیم ، کار را به جایی نرسانید که ... روند را به سمتی هدایت نکنید که بگوییم در مقابل برخی کارهایتان دیگر تقیه جایز نیست!
***
تمام مطالب بالا از منابع موثق تهیه شده ولی به علت جلوگیری از سوء استفاده منافقان چند رنگ منابع آن منتشر نخواهد شد .
در ضمن اگه قراره بعدا بگردید دنبال ما ... کلیه مطالب بالا جزو هزلیات است ؛ اصلا راحت تون کنم تا کار به بازجویی و اوین و بچه های بالا نرسیده که اینا رو از کجا آوردیم ... همش دروغ 13 بود! ... برید کیف کنید که مملکت گل و بلبله ...
آقایون ... از نامه سیاه نترسم که روز حشر ، با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم
شک نکنید که ما دغدغه داریم ؛
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور باید شد ، دور
شب سرودش را خواند
نوبت پنجره هاست
همچنان خواهم راند
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
قایقی باید ساخت
الیس صبح بقریب – عارف
22/12/1385
نوشته شده توسط : مطلع

این دغدغه ها جالبه !
تو این مدت خیلی موضوعات ، شکل دیگری به خودشون گرفته ... موضوعاتی درهم تنیده شده که ... ولی هر موضوع تابع شخصی (که پدید آوردنده اش است) است!
می دونم که این تفکر خیلی ایده آلی هست ؛ ولی واقعیت اینه که یه زمانی فکر میکردم میشه آدم و عالم رو عوض کرد . میشه طرحی نو در انداخت و کلی وضع رو سر و سامان داد . شاید بشه گفت این حاصل زندگی دانشجوییه . ولی هنوز هم این شور رو دوست دارم . هنوز دوست دارم که دنبال چیزایی برم که 90% معلومه ابر و باد و مه و خورشید و فلک و کلی آقازاده در کارند تا همین وضع ادامه پیدا کنه . ولی خوب این دغدغه از بین نمیره من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم ، محتسب داند که من اینکارها کمتر کنم .... حتی اگه از اولش بدونی که عوامل مافیایی قدرت نمیزارن افکار عدالتخواهی جامعه به سرانجام برسه .
با وجود رئالیست موجود در جامعه ما همچنان دغدغه داریم پس مینویسم ... خواه تو از این مقال پند گیر ، خواه ...
نوشته شده توسط : مطلع