+ .......

شنبه 10 ارديبهشت 1384 ساعت 2:38 عصر

هوا سرد است


زمين سرد است


زمان نامرد نامرد است




شکوفه در دل آوندها خواب تو را مي بيند اي ناجي !




هوا ابريست ............ دلتنگ است


........ و چشم آسمان از مرگ باور هاي دوشينش غبارآلود و بي رنگ است




شقايق هاي عاشق را به يغما مي برد !






بيداد طوفان زمستاني


............. و پرپر مي شوند گلبرگ هاي نازک اميد ....




نگاه ياس غمگين است


شفق مي پرسد آيا دوست مي آيد ؟


و من مي دانم او يک روز مي آيد - بالاخره يه روز *يه شب! * مي بينمت -


.... و مي بوسد شقايق هاي عاشق را




و با لبخند شيرينش ميان غم ها لاله مي کارد



نوشته شده توسط : مطلع

نظرات ديگران [ نظر]